الشيخ رسول جعفريان
906
رسائل حجابيه (فارسى)
او با زوجهاش قرين و روى سينهء عيال او با وى همنشين و با يكديگر جفت گشته و مشغول اداى حقوق برادر دينى خود مىباشد . شوهر زن در غضب شد و خارج از نزاكت به رفيقش جراحتى وارد نمود . آن مرد از دستش فرار و به محكمه شكايت او را برد . قاضى زن و شوهر را طلبيده تا حقيقت حال معلوم كند . قصه را از زوجه سؤال نمود . گفت : جناب قاضى حال و قصه بدين منوال است كه شوهر من به جانب لندن مسافرت نمود و چون مراجعت كرد مرا مجبور نموده به كشف حجاب ؛ و من زير اين بار نمىرفتم تا يكى دو ماه همى شب و روز اصرار مىكرد و من ابا و امتناع مىنمودم ؛ عشيرهء خود را خبر كردم ؛ ايشان با من موافقت نمودند ؛ و مع ذلك بر من غالب آمد تا كشف حجاب نمودم و با رفقاى او مجالست كردم و اين شوهر من مرا در سيّارات و اتومبيلها مىنشاند و در مجالس رقص و طرب و سينماها مىبرد تا آنكه يكى از رفقاى او با من عشقى پيدا كرد و به منزل من آمد و بالاخره مقصود خود از من حاصل نمود . چون شوهر من به خانه آمد و از قضيه اطلاع يافت ، باهم در نزاع شدند تا اين جراحت را بر او وارد ساخت . قاضى رو به شوهر كرده گفت : اى جاهل سفيه ! مگر نمىدانى كشف حجاب لازمهء او همين امور است ؟ پس او را دو ماه محكوم به حبس نمود و شغلى كه داشت از او گرفته در انظار خوار و بىمقدار و مردم هندوستان اين قضيه را به نظم درآورده و در مجالس مىخواندند . « 1 » ولى مىخواهم بگويم ، تمدّن آن متجدّد هنوز ناقص بوده ؛ بايد مثل متجدّدين اين عصر كه وقتى در مجالس انس با زنها مىروند ، چون مشغول به انس و رقص مىشوند ، هريك از متجدّدين ميل كرد با خانم هركدام رقص كند ، در وسط مجلس شوهرش پس از خاتمهء رقص هرگاه آن متجدّد ميل كرد به آن زن ، خود شوهر بايد چراغهاى برق مجلس را خاموش كند و مشغول دست زدن شده و از زن خود فراموش كند تا پس از فراغت از مقصود خود چراغ را روشن خواهد نمود ؛ و پس از روشن شدن چراغ بايستى با كمال نزاكت و خوشرويى با رفيق برخورد نمايد و گرنه داراى اخلاق جامعه و تمدّن و مرد امروز نيست ، و شخصى است كه مغزش خراب و خارج از تمدّن و بايستى او را به ارتجاع انتساب داد . زنان با چادر داراب اطلس * كشيده قد مثال سرو نورس ببيند رويشان را چشم هركس * ولى اين شعر بهر عارفان بس اگرچه چشم اين ملت به خواب است * ولى بيدار كردن هم ثواب است مسلمانى عفاف است و حجاب است * نصيب شخص بىعصمت عذاب است
--> ( 1 ) . از كتاب فلسفة الحجاب فى وجوب النقاب غلامحسين حائرى كه در همين مجموعه به چاپ رسيده است .